X
تبلیغات
رایتل

آخرین ستاره

خلوت گاهی برای دریافت آثار ناصر عبداللهی

سه‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 23:12

شب یلدا


شب یلدا


پر قصه تو شب بلند یلدا
پر گریه برای قصه فردا
پر تشویش مث ابرای سیاهی
پر تردید مث موندن تو دوراهی

اون مسافر تو نبودی همه غربت من بود
اون سفر کرده معصوم همه قسمت من بود

شب و تنهایی و بارون توی این خونه تاریک
بی تو شب گردی و بی سود توی کوچه های باریک

همه چیزم شده حالا این سکوت سرد و سنگین
رفتی و تو قصه ها مرد اون روزای خوب و رنگین



اون مسافر تو نبودی همه غربت من بود
اون سفر کرده معصوم همه قسمت من بود

شب و تنهایی و بارون توی این خونه تاریک
بی تو شب گردی و بی سود توی کوچه های باریک

همه چیزم شده حالا این سکوت سرد و سنگین
رفتی و تو قصه ها مرد اون روزای خوب و رنگین



دوشنبه 29 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 15:40

بخواب آروم

 بخواب آروم

دل خسته

نکن زاری

گریه بسه

شدم تنها

در این دنیا

تو هم

شدی یکی  از ما

پنج‌شنبه 25 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 15:23

گریه کن

گریه کن ای دیده ی در خون نشسته
ناله سر کن بغض در گلو شکسته
رفته اون که همدم و همراه من بود
سخته رفتن بی تو با پاهای خسته

وقتی رفتی نبض لحظه بی صدا شد
قامت من با شکستن آشنا شد
وقتی رفتی در به روی قصه وا شد
قصه ی غم قصه ای بی انتها شد

کاش میذاشتی سر رو شونم نازنینم


کاش میموندی ای امید آخرینم

باورم نمیشه هرگز این جدایی
باورم نمیشه رفتی که نیایی

رفتی و تو کوش من زنگ صداته
همدم بودن من خاطره هاته

کاش میذاشتی سر رو شونم نازنینم


کاش میموندی ای امید آخرینم



دانلود

پنج‌شنبه 25 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 15:20

مادر پیر مهمانی - گل خاکستری - نور عشق- یاد اون زمونه


مادر پیر

مادر پیر مرا نکته ای زیبا گفت
هر چه شب با من زیست از بد دنیا گفت
گفت پروانه مشو که به سرگردانی
لای انگشت کتاب سالها می مانی
فکر طاووس مباش که به عیبت خیزند
... وزچه کژدم نشوی که ز تو بگریزند

گر شوی شعله ی شمع از تو می پرهیزند
ور شوی اشک به چشم زیر پایت ریزند
زندگی آینه نیست که در او می نگری
زندگی خاک ره است که بر او می گذری
گر چه غم همره توست دل به اندوه مبند
همچون خم حافظ باش خون به دل باش و بخند

نه زمین باش نه خاک که تو را خار کنند
وانگهی ذهن تو را پر ز مردار کنند
آسمان باش که خلق به نگاهت بخرند
وز پی دیدن تو سر به بالا ببرند


مهمانی



گل خاکستری



نور عشق



یاد اون زمونه











پنج‌شنبه 25 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 13:11

ابی دریا

هر چی دارم هر چی داشتم
توی این آبی دریا
هر چی موندم هر چی خوندم
واسه دلتنگی دنیا
غصه خوردم ، غصه خوردم
از خودم باز کم آوردم
گریه کردم ، گریه کردم
دلو بردم غم آوردم
حالا یک لاله ی دیگر

توی دستام زرد و پرپر
جنسش از حریر و شبنم
پره از واژه ی باور
فصل تنهایی آدم
فصل دل کندن و رفتن
موسم از خود گذشتن
قرن جنگ دوست و دشمن

هر چی دارم هر چی داشتم


توی این آبی دریا
هر چی موندم هر چی خوندم
واسه دلتنگی دنیا
غصه خوردم ، غصه خوردم
از خودم باز کم آوردم
گریه کردم ، گریه کردم
دل و بردم غم آوردم

توی این عالم و آدم
چرا هیچ کس فکر نکرد نیست
توی این باغ پر از گل
چرا غیر خار و خس نیست
آخرین سکوت دلگیر
پس چرا شکستنی نیست
چرا این زنجیر ظلمت
از کفم گسستنی نیست

هر چی دارم هر چی داشتم

توی این آبی دریا

هر چی موندم هر چی خوندم
واسه لتنگی دنیا
غصه خوردم ، غصه خوردم
از خودم باز کم آوردم
گریه کردم ، گریه کردم
دل و بردم غم آوردم
حالا یک لاله ی دیگر
توی دستام زرد و پرپر

توی دستام زرد و پرپر
جنسش از حریر و شبنم
پره از واژه ی باور
فصل تنهایی آدم
فصل دل کندن و رفتن
موسم از خود گذشتن
قرن جنگ دوست و دشمن


هر چی دارم هر چی داشتم


توی این آبی دریا
هر چی موندم هر چی خوندم
واسه دلتنگی دنیا
غصه خوردم ، غصه خوردم
از خودم باز کم آوردم
گریه کردم ، گریه کردم
دل و بردم غم آوردم

توی این عالم و آدم
چرا هیچ کس فکر نکرد نیست
توی این باغ پر از گل
چرا غیر خار و خس نیست
آخرین سکوت دلگیر
پس چرا شکستنی نیست
چرا این زنجیر ظلمت
از کفم گسستنی نیست
1 2 3 4 5 6 >>