X
تبلیغات
رایتل

آخرین ستاره

خلوت گاهی برای دریافت آثار ناصر عبداللهی

دوشنبه 6 دی‌ماه سال 1395 ساعت 22:58

خداوند عیسی

خداوند عیسی

شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 23:50

به امیدی که دل را بر ضریح غربتش بندم




دانلود  ( به امیدی که دل را بر ضریح غربتش بندم )



دانلود 2


چهل شب سوختم آیینه باریدم دعا کردم

 

دلی با اشک شستم نذر دیدار خدا کردم

 

چهل شب زیر باران خیس شد پیراهن روحم

 

شدم شفاف و خود را پاک از این رنگ و ریا کردم

 

چهل شب در چهل منزل به دنبال خودم رفتم

 

خودم را ، آن من گمگشته خود را صدا کردم

 

به دنبال صدایی مهربان از خویشتن رفتم

 

جهتها ناگهان گم گشت و رو بر نا کجا کردم

 

دلم از کوچه های توبه رفت و با خدا پیوست

 

من او بار ها را هر چند در دوزخ رها کردم

 

درونم جنگلی در می پسچید همچون نی

 

شراری بر نوا بخشیدم و آتش به پا کردم

 

به امیدی که دل را بر ضریح غربتش بندم

 

غزل های غریبی نذر پابوس رضا کردم 

جمعه 6 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 20:43

فصل بهار

فصل بهار


نارِت ز یادُم اُو لحظه ئونی که با تو بودُم
آتش عشقت تو دامن ایزه به تار و پودُم

وقتی که تُمدی نگاهت اُمکه عاشقت بودُم
تیر نگاهت ایخا تو قلبُم لَرزی وجودُم
نارِت ز یادُم اُو لحظه ئونی که با تو بودُم
آتش عشقت تو دامن ایزه به تار و پودُم

اَرِم به صحرا مه وا خود تو فصل بهارِن
اَرِم تو باغون اَکنِم گردش که گلعُزارِن 
نارِت ز یادُم اُو لحظه ئونی که با تو بودُم
آتش عشقت تو دامن ایزه به تار و پودُم

ای نازنینُم اى مونس دل اُمید جُونُم
فصل بهارِن دشت لاله زارن مبَر ز یادُم


نارِت ز یادُم اُو لحظه ئونی که با تو بودُم

آتش عشقت تو دامن ایزه به تار و پودُم


جمعه 6 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 20:39

تقویم کهنه

تقویم کهنه   

 

 

کسی از ما نمیپرسه که بهارمون کجاست 
خنده سبز بهار کجای گریه های ماست؟
کسی از ما نمیپرسه که کجای جاده ایم
بین این این همه سوار چرا هنوز پیاده ایم
کسی نیس نشون بده نشونی ستاره رو
به دل ما یاد بده تولد دوباره رو
 
تقویم کهنه رو باید ببندیم
باز باید دروغکی بخندیم
بهار داره پا میذاره تو خونه
حنجره قلب ما کی می خونه

یکی باید واسه ما بهارو معنا بکنه 
سفره گمشده هفت سین پیدا بکنه
یکی باید بیاد و سین سکوت بشکنه
رمز قد کشیدن تو کوچه فریاد بزنه


تقویم کهنه رو باید ببندیم
باز باید دروغکی بخندیم
بهار داره پا میذاره تو خونه
حنجره قلب ما کی می خونه


جمعه 6 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 20:38

بهار بهار

بهار بهار  

 

بهار بهار

صدا همون صدا بود

صدای شاخه ها و ریشه ها بود

بهار بهار

چه اسم آشنایی

صدات میاد ... اما خودت کجایی

وابکنیم پنجره ها رو یا نه

تازه کنیم خاطره ها رو یا نه

بهار اومد لباس نو تنم کرد

تازه تر از فصل شکفتنم کرد

بهار اومد با یه بغل جوونه

عید آورد از تو کوچه تو خونه

حیاط ما یه غربیل

باغچه ما یه گلدون

خونه ما همیشه

منتظر یه مهمون

بهار اومد لباس نو تنم کرد

تازه تر از فصل شکفتنم کرد

بهار بهار یه مهمون قدیمی

یه آشنای ساده و صمیمی

متن ترانه و آهنگ از سایت ایران ترانه

یه آشنا که مثل قصه ها بود

خواب و خیال همه بچه ها بود

آخ ... که چه زود قلک عیدیامون

وقتی شکست باهاش شکست دلامون

بهار اومد برفارو نقطه چین کرد

خنده به دلمردگی زمین کرد

چقد دلم فصل بهار و دوست داشت

واشدن پنجره ها رو دوست داشت

بهار اومد پنجره ها رو وا کرد

من و با حسی دیگه آشنا کرد

یه حرف یه حرف ‚ حرفای من کتاب شد

حیف که همش سوال بی جواب شد

دروغ نگم ‚ هنوز دلم جوون بود

که صبح تا شب دنبال آب و نون بود 

شعر :استاد محمد علی بهمنی

آهنگساز : تورج شعبان خانی

تنظیم :حمید رضا صدری

با صدای ناصر عبداللهی


1 2 3 4 5 ... 9 >>