X
تبلیغات
رایتل

آخرین ستاره

خلوت گاهی برای دریافت آثار ناصر عبداللهی

جمعه 21 فروردین‌ماه سال 1394 ساعت 19:33

مهر آب

از آب نه،از مهر آب می گویم
از فاطمه که همیشه فاطمه است
نام عزیز مادرم نام خواهرم پاک و روشن و زلال
به خاطر نام عزیز فاطمه به پا می ایستم تمام عمر
دست به سینه و از سینه ای که از گریه لبریز است
می گویم خاک پای تو هستم تا ابد تا همیشه
یا فاطمه بنت نبی ای همدل و جان علی

ای با شکوه ای والا یا زهرا 

دانلود

دوشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 13:57

رخصت


رخصت اومد















رخصت بده که بشکنم غرورم و به پای تو

فرصت بده که جون بدم به حرمت صدای تو

مهلت بده تو شهر تو دوباره دربدر بشم

از اشتعال بوسه هات یه تل خاکستر بشم

بزار که رنگ گونه هات منو به مسلخ بکشه

بختک سرد بی کسی از رو دریچه رد بشه

با رخصت نگاه تو البرز و از جا می کنم

رو خواب شب خط می کشم به قلب فردا می زنم

نمی زارم دست نسیم به گرد عطرت برسه

برای از طرح رد شدن فکر نوازشت بسه

بودن تو غنیمته حتی برای یه نفس

نزار که بی تو کم بشم تو ازدحام این قفس

فرصت بده کنار تو به خواب گل پا بزارم

جراحت هجرتت و پشت سرم جا بزارم

کمی کنار من بمون فرصتمون خیلی کمه

بدون همراهی تو شکستنم دم به دمه


می خوام تنها بمونم تا همیشه
مثل ابری شدم که وا نمیشه
اگه بارون بشم آروم می گیرم
تو قلبم این همه غم جا نمیشه
می خوام تنها بمونم یه جزیره
توی دریای گریه اشک و هق هق
تک و تنها بمونم توی اشکات
مثل تنها نشستن یه عاشق

رنگ چشماتو نشد که بشناسم
آخه چشمات رنگ دنیایی نداشت
حتی رنگین کمونم پیش نگات
اون همه رنگ تماشایی نداشت
اون همه رنگ تماشایی نداشت

لبت شاد و دلت خرم
اونامه روشنت روشن
کسی می خوابد و خوابش نمی گیرد
کسی از پشت دیوار زمان آواز می خواند

اومدی تا غربت من تا لحظه های ما شدن
توی هوای عاشقی با تو از اینجا پر زدن
خسته انتظار تو بی تو ولی کنار تو
یه روزی از راه می رسی بازم میاد بهار تو
بازم میاد بهار تو

تو برام پنجره هستی میون این همه دیوار
مثل یک دست نجاتی زیر سنگینی آوار
آخرین برگ گلی تو واسه تنهایی گلدون
اولین لحظه سالی توی بیداد زمستون
وقتی سایم یه غریبه ست حتی دنبالم نمیاد

وقتی بغض تنهاییمو حتی گریه هم نمی خواد



دانلود دموی البوم رخصت


پنج‌شنبه 4 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 16:53

دانلود البوم ماندگار








منو ببخش 


منو ببخش که ندیده می گرفتم
التماس اون نگاه نگرونو
منو ببخش که گرفتم جای دست
عاشق تو دست عشق دیگرونو
لایق عشق بزرگ تو نبودم خورشیدخانوم
غافل از معجزه توشد وجودم اسیر جادوت

منو ببخش که درخشیدی ومن چشمامو بستم
منو بخشیدی ومن چشمامو بستم
منو ببخش منو ببخش
منو ببخش منو ببخش
تو بپای من نشستی ومن جدا از تو نشستم
تو نیاوردی به روم هرجا دلت رو میشکستم
منو ببخش منو ببخش
منو ببخش منو ببخش


یمبو سئنه

بدو بخون که یار اَتا یمبو سئنه
هَمو شه سوار اَتا یمبو سئنه
درد از جُونت دراَبو یمبو سئنه
نغمه بهار اتا یمبو سئنه
اى ماى ما هیله یمبو سئنه

همجا امن و امان یمبو سئنه
شو توا هرجا بمون یمبو سئنه
راه و پاک و مطمئن یمبو سئنه
حرف هیچ کس نی گرون یمبو سئنه
اى ماى ما هیله یمبو سئنه

هویله هویله هویله به شر شیطون هویله هویله
هویله هویله هویله به چاه و زندون هویله هویله

او که بیاد بهار اتا یمبو سئنه
گرگ با میش کنار اتا یمبو سئنه
کینه از سینه جدا یمبو سئنه
مهر اتا وفا اتا یمبو سئنه
اى ماى ما هیله یمبو سئنه

همه ممنون خدا یمبو سئنه
دل پر از شکر و ثنا یمبو سئنه
دور شیطون سر ابو یمبو سئنه
اى ماى ما هیله یمبو سئنه


تنها

نه صدای پا میاد
نه زنگ در ، نه تلفن
صبر من تموم شده
دیر نشده کاری بکن

دل این کُلونِ دَر
می زنه ، اما بی صدا
دلهره یه عالمه
نَفَس یه آهِ بی هوا

دم به دم یه حرفی باز
میاد می شینه توُ گَلوم
همه جمع می شه واسه
وقتی نشستی رو به روم

نمی شه رو تو حساب کرد
مثِ آفتاب زمستون
میری بی خبر ، نگفته
میشی باز دوباره مهمون

نمی شه حتی کـَمـِت کرد
از تو جمع دلخوشی ها
تو نباشی دیگه از ما
چی می مونه جز یه تنها !؟

نه هوای جاده ها
نه کوچه و خیابونا
نه غم پیاده رو
نه گریه های ناودونا

نه سکوت سرد پارک
نه سقف دلگیر خونه
تو که نیستی به دلم
حتی غم هم نمی مونه

باشه هر چی تو می خوای
هر جوری که تو راحتی
تو پری قصه ها
نمی شی یار پاپتی

نمی شه رو تو حساب کرد
مثِ آفتاب زمستون
میری بی خبر ، نگفته
میشی باز دوباره مهمون

نمی شه حتی کـَمـِت کرد
از تو جمع دلخوشی ها
تو نباشی دیگه از ما
چی می مونه جز یه تنها !؟
... جز یه تنها ... جز یه تنها


فصل بهار


نارِت ز یادُم اُو لحظه ئونی که با تو بودُم
آتش عشقت تو دامن ایزه به تار و پودُم

وقتی که تُمدی نگاهت اُمکه عاشقت بودُم
تیر نگاهت ایخا تو قلبُم لَرزی وجودُم
نارِت ز یادُم اُو لحظه ئونی که با تو بودُم
آتش عشقت تو دامن ایزه به تار و پودُم

اَرِم به صحرا مه وا خود تو فصل بهارِن
اَرِم تو باغون اَکنِم گردش که گلعُزارِن
نارِت ز یادُم اُو لحظه ئونی که با تو بودُم
آتش عشقت تو دامن ایزه به تار و پودُم

ای نازنینُم اى مونس دل اُمید جُونُم
فصل بهارِن دشت لاله زارن مبَر ز یادُم


نارِت ز یادُم اُو لحظه ئونی که با تو بودُم

آتش عشقت تو دامن ایزه به تار و پودُم


بهت نگفتم


بهت نگفتم تا حالا
اینکه چقد دوست دارم
اما حالا بهت می گم
بی تو دارم کم میارم
بهت نگفتم تاحالا
که بدجوری عاشقتم
بهت نگفتم تا حالا
اما حالا بهت می گم

داری کجا ها می کشی
با این دل در به در و
قشنگ مهربون من
اینجوری از پیشم نرو

بهت نگفتم تا حالا
اینکه چقد دوست دارم
اینکه چقد آرزومه
پیش چشات کم نیارم

دلم می خواد باور کنی
از ته دل می خوام تو رو
وقتی می گم بمون , بمون
وقتی می گم نرو , نرو

بری هزار سالم بشه
چشم انتظارت می مونم
بازم برای دل تو
ترانه هامو می خونم
خودت می دونی که تورو
از دل و از جون میخوامت
لیلی عشق من شدی
من مثه مجنون می خوامت

بهت نگفتم تا حالا
اینکه چقد دوست دارم
اما حالا بهت می گم
بی تو دارم کم میارم

بهت نگفتم تا حالا
که بد جوری عاشقتم


بهت نگفتم تا حالا
اما حالا بهت می گم

دلم می خواد باور کنی
از ته دل می خوام تو رو
وقتی می گم بمون , بمون
وقتی می گم نرو , نرو


خونه


یه جاى امن و راحته یه تکیه گاه مهربون
یه سر پناه مطمئن که میشناسیمش همه مون
اونجا لباى بستمون با خنده پر ثمر میشه
تو سایه سار خلوتش خستگیها به در میشه

هیچ جای دنیا واسمون مثل خونه صمیمی نیست
با هیچ کسی مثل خونه دوستیهامون قدیمی نیست
پشت دیوار هر خونه یه حادثه منتظره
تا خلوت پاکمونو به باغ رؤیا ببره

یه جاى امن و راحته یه تکیه گاه مهربون
یه سر پناه مطمئن که میشناسیمش همه مون
اونجا لباى بستمون با خنده پر ثمر میشه
تو سایه سار خلوتش خستگیها به در میشه

هیچ جای دنیا واسمون مثل خونه صمیمی نیست
با هیچ کسی مثل خونه دوستیهامون قدیمی نیست
پشت دیوار هر خونه یه حادثه منتظره
تا خلوت پاکمونو به باغ رؤیا ببره


راز


یه زخم کهنه روی بالم
یه آسمون که چشم به رام نیست
به غیر واژه غریبی
چیزی توی ترانه هام نیست
حتی یه آینه پیش روم نیست
که اسممو یادم بیاره
تنها ترین مسافر شب
تو خلوتم پا نمیزاره
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
دل من از نژاد عشق
از تو و از ترانه لبریز
یه دنیا غم توی صدامه
مثل سکوت تلخ پاییز
رنگ پرنده غریبم
من از نژاد آسمونم
میون این همه ستاره
من یه شهاب بی نشونم
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی


دلتنگ


دل تنگ دل تنگم بی تاب بی تابم
بیدار بیدارم امشب نمیخوابم
از تو چه پنهان خواب تو را دیدم
از ترس بیداری با گریه خندیدم
از تو چه پنهان پروانه دلگیره
امروز راهی شو فردا دیگه دیره
دل تنگ دل تنگم بی تاب بی تابم
بیدار بیدارم امشب نمیخوابم

بارون نمیباره تو این کویر درد
بانوی شبنم کُوش به خونمون برگرد
به خونمون برگرد بانوی بیداری
تو که گل رو دامنت داری
خورشید و میبردن تو گریه میکردی
تعبیر خوابم شد این که تو برگردی
دل تنگ دل تنگم بی تاب بی تابم
بیدار بیدارم امشب نمیخوابم


مهر علی و زهرا


 مهر علی و زهرا  ورژن جدید


( با ریمیکس و تنظیمی متفاوت از محمد نصرتی برادر مهرداد نصرتی )




باز بیا نقره بکوب طلا بریز پولک بپاش

طره نور و غزل به گل نشسته خنده هاش

پدر خاک به آسمون سپرده دلشو

صدای بال فرشته ها میاد یواش یواش

قنوت بسته آسمون به قامت ستاره

رو بوم کعبه ربنا نفس نفس می باره نفس نفس می باره

اگه که سبزه فدک اگه می چرخه فلک

اگه خدا نسیمشو سپرده به قاصدک

بهونه ی تمومشون مهر علی و زهرا ست

ترانه ها ترانه ها اول عشق همین جاست

بهونه ی تمومشون مهر علی و زهرا ست

ترانه ها ترانه ها آخر عشق همین جاست
باز بیا نقره بکوب طلا بریز پولک بپاش

طره نور و غزل به گل نشسته خنده هاش

پدر خاک به آسمون سپرده دلشو

صدای بال فرشته ها میاد یواش یواش

قنوت بسته آسمون به قامت ستاره

رو بوم کعبه ربنا نفس نفس می باره نفس نفس می باره


مهر علی و زهرا  بی کلام



یکشنبه 30 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 22:54

دانلود البوم هوای حوا






هوای حوا


دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
پاشنهء کفش فرارو ور کشید
آستین همت رو بالا زد و رفت
دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
پاشنهء کفش فرارو ور کشید
آستین همت رو بالا زد و رفت

یه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شیشهء فردا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوٌا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت

دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
یه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شیشهء فردا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت



عاشق بودم


عاشق بودم به نگاه تو ای دلبر
عاشق بودم به نگاه تو ای دلبر
به اون دو چشم سیاه تو ای دلبر
به اون دو چشم سیاه تو ای دلبر

زنجیر زلف تو پابند عشقمی که
زنجیر زلف تو پابند عشقمی که
پابند صورت ماه تو ای دلبر
پابند صورت ماه تو ای دلبر

آه پس سینه که هر شب دلُم بند اَکِرد
آه پس سینه که هر شب دلُم بند اَکِرد
دلم به یک تار مو دل شکر خاشکِ
دلم به یک تار مو دل شکر خاشکِ
عاشق بودم عشق تو حیرونم میکِرد
عاشق بودم عشق تو حیرونم میکِرد
بودم که دوری تو بی جونم میکِرد
بودم که دوری تو بی جونم میکِرد

عاشق بودم به نگاه تو ای دلبر
عاشق بودم به نگاه تو ای دلبر
به اون دو چشم سیاه تو ای دلبر
به اون دو چشم سیاه تو ای دلبر

عاشق بودم به نگاه تو ای دلبر
عاشق بودم به نگاه تو ای دلبر
به اون دو چشم سیاه تو ای دلبر
به اون دو چشم سیاه تو ای دلبر

زنجیر زلف تو پابند عشقمی که
زنجیر زلف تو پابند عشقمی که
پابند صورت ماه تو ای دلبر
پابند صورت ماه تو ای دلبر

عاشق بودم به نگاه تو ای دلبر
عاشق بودم به نگاه تو ای دلبر
به اون دو چشم سیاه تو ای دلبر
به اون دو چشم سیاه تو ای دلبر



حکمت


همه نقاشی شدیم
با دستای تو مهربون
دوتا رو با هم کشیدی
یکی رو بی همزبون
به یکی نونوایی دادی
به یکی یه لقمه نون
به یکی صد تا نشونه
یکی بی نام و نشون
به یکی قصر طلایی
به یکی گوشهء پارک
یکی دوتا چتر داره
یکی مونده زیر بارون


بالای نقاشیتو دادی به هرکی پول داره
ولی با این همه پول هیچکی محبت نداره
پایین نقاشیتم دورسته پولی ندارن
امّا چهرهء اونا عشقو به یادم میاره
ای خدا کاری بکن از آدمای نقاشیت
یکی هم پیدا بشه بذر محبت بکاره
ای خدا کاری بکن از آدمای نقاشیت
یکی هم پیدا بشه بذر محبت بکاره



بی همتا


دل اگه خونهء غم شد من اگه پریشونم
تا ابد من به یاد عشقت ترانه میخونم
من پُرِ هس نیازم تو نجیب و بی همتا
دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمیمونم

دل سادهء اونی که تنها
تو براش بودی تموم دنیا
حالا خونهء غمه تو این شبهــــااا
میدونم همه دلم اسیره
آخه عشق تو مثل کویره
تب تشنگی میمونه تو لبهــــااا

ما همه نسلامون جوونه
دلامون دریا
بیا با هم رها بشیم
از همه این دنیا
دلو از این قفس رها کن
قفس غمهـــــــا
نگو عاشق شدن دروغه
خوابه و رویـــــــااا

دل اگه خونهء غم شد من اگه پریشونم
تا ابد من به یاد عشقت ترانه میخونم
من پُرِ هس نیازم تو نجیب و بی همتا
دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمیمونم



دل اگه خونهء غم شد من اگه پریشونم
تا ابد من به یاد عشقت ترانه میخونم
من پُرِ هس نیازم تو نجیب و بی همتا
دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمیمونم
دل سادهء اونی که تنها
تو براش بودی تموم دنیا
حالا خونهء غمه تو این شبهــــااا
میدونم همه دلم اسیره
آخه عشق تو مثل کویره
تب تشنگی میمونه تو لبهــــااا

ما همه نسلامون جوونه
دلامون دریا
بیا با هم رها بشیم
از همه این دنیا
دلو از این قفس رها کن
قفس غمهـــــــا
نگو عاشق شدن دروغه
خوابه و رویـــــــااا

دل اگه خونهء غم شد من اگه پریشونم
تا ابد من به یاد عشقت ترانه میخونم
من پُرِ هس نیازم تو نجیب و بی همتا
دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمیمونم

یکی از همین روزای گمشده



یکی از همین روزای گم شده
یکی از همین روزای بی نشون
تو همین ثانیه های در بدر
تو همین دقیقه های نیمه جون

تو میای میای به دادم میرسی
تو میای که گریه خوابم نکنه
شب خستگی به رویم نرسه
صبح آینه جوابم نکنـــــه


تو همین شبای بی تو بی سحر
تو میای ستاره در بدر نشه
تو میای آینه آروم بگیره
شب عاشقا با گریه سر نشه
تو که بودنت امید زندگی
تو که دیدنت دلیل بودنه
از تو گفتن اسم و رسم عاشقا
از تو خوندن همهء عشق منه
از تو خوندن همهء عشق منه


عمریه پنجره های خونه رو
به هوای دیدنت وا میکنم
توی نقره ریز اشک و آینه
تو رو گم نکرده پیدا میکنم
تو رو گم نکرده پیدا میکنم


تو همین روزا به دادم میرسی
تو همین روزای بی تو بی نشون
تو همین ثانیه های در بدر
تو همین دقیقه های نیمه جون
تو همین دقیقه های نیمه جون
تو همین دقیقه های نیمه جون


کودکان خیابانی


دو تا چشم بی تکلّف
یه صدای خشک زخمی
یه نگاه بی ستاره
دو تا دست پینه بسته
دو تا پای خرد و خسته
که دیگه رمق نداره

از سر صبح تا دل شب
میپیچه صدای گاری
تو گوش کر خیابون
توی گرما زیر آفتاب
توی سرما زیر بارون
سر چهارراه دور میدون

میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماها
میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماهااااااااااا ...



پیشتون مثل یه برّه ست
سر به زیر و رام و آروم
دنیا با این همه گرگیش
توی این معرکه میدون
کوچیکه قد یه کوچه
با نهایت بزرگیش

توی مشتاتون اسیره
مثل بازیچهء کوکی
که تو دست این و اونه
اگه مردی مونده باشه
توی بازوی شماهاست
جون هرچی پهلوونه

میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماها
میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماهااااااااااا ...


کوچیکین امّا بزرگین
هرچی سختیا زیاده
همّت شما بلنده
توی این دوره زمونه
خیلی حرفه که یه بچه
کمر مردی ببنده
دل آسمون میریزه
وقتی لبهاتون میلرزه
امّا گریه رو میخندین
کوچیکین امّا بزرگین
به خود خدا قسم که
شماها یه پارچه مردیـــــــــن

میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماها
میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماهااا
میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماهااا
میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماها


ندیم اطلسی ها


آینه از عطر تو لبریز
کوچه از خاطره سرشار
خونه با یاد تو روشن
خونه با خواب تو بیدار

با تو بیداره ستاره
بی تو بی برگه اقاقی
تو نباشی نه درختی
نه گلی می مونه باقی


تو ندیم اطلسیها
تو بهار خونه بودی
پدرم، برای بودن
تو چه عاشقونه بودی

شونه هات پناه گریه
تو هجوم غصه و غم
جاریِ دست تو بوده
روی هرچی زخمه مرهم

مثل شونه هات شکسته
دلم از این همه غربت
بی تو موندن بی تو بودن
واسه من نمیشه عادت


صدای پا



صدای پاتو میشناسم
که مژدهء شکفتنه
یه آشتیه دوبارهء زمونه با دل منه
صدای پات صدا که نیست
ترانهء بهاریه
قدم بزار رو قلب من
که وقت بی قراریه
که وقت بی قراریه

به دست زندگی بده دوباره دست سردمو
رفیق راهمی بذار رو شونه بار دردمو
اگه رفیق راهمی بزن به جاده همسفر
غبار رو از دلم بگیر
سکوت رو از شبم ببر

بگیر سکوت سردمو دوباره با دلم بخون
نفس بده به غربت ترانه های نیمه جون
بیا که بی کسی بره
یکی بشیم کنار هم
بیا که خیلی وقته دل
منو سپرده دست غم


صدای پاتو میشناسم
که مژدهء شکفتنه
یه آشتیه دوبارهء زمونه با دل منه
صدای پات صدا که نیست
ترانهء بهاریه
قدم بزار رو قلب من
که وقت بی قراریه
که وقت بی قراریه

صدای پاتو میشناسم
که مژدهء شکفتنه
یه آشتیه دوبارهء زمونه با دل منه
صدای پات صدا که نیست
ترانهء بهاریه
قدم بزار رو قلب من
که وقت بی قراریه
که وقت بی قراریه

به دست زندگی بده دوباره دست سردمو
رفیق راهمی بذار رو شونه بار دردمو
اگه رفیق راهمی بزن به جاده همسفر
غبار رو از دلم بگیر
سکوت رو از شبم ببر


بگیر سکوت سردمو دوباره با دلم بخون
نفس بده به غربت ترانه های نیمه جون
بیا که بی کسی بره
یکی بشیم کنار هم
بیا که خیلی وقته دل
منو سپرده دست غم


صدای پاتو میشناسم
که مژدهء شکفتنه
یه آشتیه دوبارهء زمونه با دل منه
صدای پات صدا که نیست
ترانهء بهاریه
قدم بزار رو قلب من
که وقت بی قراریه

که وقت بی قراریه


مهر دلبر


کار عاقل نیست در دل مهر دلبر داشتن
جان نگین مُهر مِهر شاخه بی برگ داشتن
از پی سنگین دل نامهربانی روز و شب
بر رخ چون زر نثار گنج گوهر داشتن
چون نگردی گرد معشوقی که روز وصل تو
بر تو زیبد شمع مجلس مهر انور داشتن

یوسف مصری نشسته با تو اندر انجمن
زشت باشد چشم را در نقش آذر داشتن
احمد مرسل نشسته، هی دوا دارد خرد
دل اسیر سیرت بوجهل کافر داشتن
من سلامت خانهء نوح نبی بنمایمت
تا توانی خویشتن را ایمن از شر داشتن


تا سلیمان وار باشد حیدر اندر صدرمان
زشت باشد دیو را بر تارُک افسر داشتن
تا سلیمان وار باشد حیدر اندر صدرمان
زشت باشد دیو را بر تارُک افسر داشتن


کار عاقل نیست در دل مهر دلبر داشتن
جان نگین مُهر مِهر شاخه بی برگ داشتن
از پی سنگین دل نامهربانی روز و شب
بر رخ چون زر نثار گنج گوهر داشتن
چون نگردی گرد معشوقی که روز وصل تو
بر تو زیبد شمع مجلس مهر انور داشتن

بندر عباسی

پشت باغ مولوی
پهلو لولهء هُوی
پشت باغ مولوی
پهلو لولهء هُوی
آدرس خونت شدادن
مه هندم تو نخوی
آدرس خونت شدادن
مه هندم تو نخوی
یارم هندن از سفر
مه که امنینن خبر
یارم هندن از سفر
مه که امنینن خبر
هوای بندر چه گرمن
تبرم بالای کپر
هوای بندر چه گرمن
تبرم بالای کپر



ای یار ای یار یار بالا بدو
ای یار ای یار یار بالا بدو
ای نازنین یار همی حالا بدو
ای نازنین یار همی حالا بدو

گردن غزالی مه گرفتارتوم
گردن غزالی مه گرفتارتوم
جای تو خالی همی حالا بدو
جای تو خالی همی حالا بدو


(صالح آتون)
چشم انتظارن یار
دل بیقرارن یار
پشت ستونن یار
دلش چه خونن یار


چشم انتظارن یار
دل بیقرارن یار
پشت ستونن یار
دلش چه خونن یار


او که نه جارن همیشه, پیک بهارن همیشه

بگه بخونه، تو خونه مونه، شبا ستاره که میشه

چشم انتظارن یار
دل بیقرارن یار
پشت ستونن یار
دلش چه خونن یار

چهارشنبه 12 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 15:41

دانلود البوم بوی شرجی





نازتکه


ای عشق تو ایمانم
از عشق تو بیجانم
ای مرهم دردانم
جانانه تو نازتکه
توم گفت که دلنوازی
شه زیور و شهنازی
با ما تو مکن بازی
جانانه تو نازتکه

نازتکه و نازتکه تو به می گدازتکه
نازتکه و نازتکه جانانه تو نازتکه
نازتکه و نازتکه تو به می گدازتکه
نازتکه و نازتکه تا جان گدازتکه
توم گفت که دلم خونن
دیوانه و مجنونن
هر لحظه پریشانن
هر لحظه پریشانن
جانانه تو نازتکه
ای(این) جان گدازتکه

نازتکه و نازتکه تو به می گدازتکه
نازتکه و نازتکه تا جان گدازتکه
نازتکه و نازتکه تو به می گدازتکه
نازتکه و نازتکه تا جان گدازتکه
ای سرور و سلطانم بین ناله پنهانم
ای سرور و سلطانم بین ناله پنهانم
ای(این) دیده ی گریانم ای(این) دیده ی گریانم


از بس که تو نازتکه تا جان گدازتکه
از بس که تو نازتکه ای(این) جان گدازتکه

نازتکه و نازتکه تو به می گدازتکه
نازتکه و نازتکه جانانه تو نازتکه
نازتکه و نازتکه تو به می گدازتکه
نازتکه و نازتکه تا جان گدازتکه

ای سرور و سلطانم بین ناله پنهانم
ای سرور و سلطانم بین ناله پنهانم
ای(این) دیده ی گریانم ای(این) دیده ی گریانم


از بس که تو نازتکه تا جان گدازتکه
از بس که تو نازتکه ای(این) جان گدازتکه (2)



نازتکه و نازتکه تو به می گدازتکه
نازتکه و نازتکه تا جان گدازتکه

نازتکه و نازتکه تو به می گدازتکه
نازتکه و نازتکه جانانه تو نازتکه
نازتکه و نازتکه تو به می گدازتکه

نازتکه و نازتکه تا جان گدازتکه


تو رفتی


تو رفتی و دل من شب دلواپسی شد
تو بهت تلخ غربت اسیر بیکسی شد
تو با حس غرورت منو درهم شکستی
مث یه بغض سنگین توی صدام نشستی

بعد تو گریه هامو برای کی بخونم
تو جاده چش به راه چه کس باید بمونم
واسه من زنده بودن دیگه معنا نداره
شب دلتنگی من طعم فردا نداره

تو رفتی از غم تو شده ابری حواسم


من از بی تکیه گاهی همیشه می هراسم
دلم تنگه برای روزای با تو بودن
نمی دونی چه سخته تو غربت ذل سپردن

تو رفتی و دل من شب دلواپسی شد
تو بهت تلخ غربت اسیر بیکسی شد
تو با حس غرورت منو درهم شکستی
مث یه بغض سنگین توی صدام نشستی



زلف رها


زلف رها در بادت آخر داد بر بادم
لایق نبودم بندگی را کردی آزادم
بردم شکایت از تو پیش مستی چشمت
لب وا نکرد اما صدای سرمه بنیادم

در هر کجا باشی فراموشت نخواهم کرد
گفتی و در آغوش چشمت بردی از یادم
خواهد شنید آخر تو میگفتی دلا دیدی
پشت در بی اعتنایی ماند فریادم


یک روز چون زنجیر بر پای من افتادی
یک عمر همچون سایه بر پای تو افتادم

زلف رها در بادت آخر داد بر بادم
لایق نبودم بندگی را کردی آزادم
بردم شکایت از تو پیش مستی چشمت
لب وا نکرد اما صدای سرمه بنیادم



ستاره


ستاره بود ، غزل بود
ترانه بود و تو بودی
هزار حادثه ، اما
بهانه بود و تو بودی

تو بودی و شب قصه
تو بودی و تب پرواز
هزار آینه فریاد
هزار پنجره آواز

شب از تو شعر دوباره
شب از تو باغ ستاره
به اعتبار تو روشن
من و چراغ ستاره

حضورم از تو همیشه
سکوتم از تو صدا بود
تو آسمون ترانه

[

پرنده بود و رها بود

گذشتی از شب قصه
گذشتی از شب آواز
نه از ستاره شنیدی
نه گفتی از تب پرواز

نه گفتی از شب گریه
نه گفتی از منِ بی تو
در این حضور خیالی
چگونه ماندنِ بی تو

ستاره بود غزل بود
غزل نبود و تو بودی
تویی که از تو نوشتی
تویی که از تو سرودی

نازتکه بی کلام



بوی شرجی


اهل باران،اهل دریا
اهل اندوه غروبیم
از دیار شعروشرجی
ازکویروازجنوبیم

از کویر صاف وساده
ازجنوب خردوخسته
سرو آزادی تکیده
بال پروازی شکسته

خسته ایم اما نه خاموش
شاعر دریاودردیم
مرد مردستان بندر
مردمیدان نبردیم

روز عشق وآتش وخون


مردی مردانه ماییم
بادل خسته دلیریم
بالب بسته صداییم

اهل خاک تشنه اما
دل به دل دریاترینیم
باصداقت همصداییم
باسخاوت همنشینیم

همنشین ماه ودریا
هم هوای بوی شرجی
شروه خوان بغض بندر
آشنای بوی شرجی


غصه


از غصه آروم امنینن
از شادی امید امنینن
ای دنیا مثل زندونن
تا هُندی مُندِن اینینن
اَ صبا خبر امنینن
تا صبا آروم امنینن
تو چشمات شادی اُمدیدَه
تو حرفات امید امدیده
از باغ خرم چشمات
با چشات قصه اُمچیده
اَ صبا خبر امنینن
تا صبا آروم امنینن
تو گلدون جای گل خارن
توی دلم جای خوشی بارن
ای زندگی در نبود تو
در دنیا غصه امبارن
اَ صبا خبر امنینن
تا صبا آروم امنینن
ای آسمون بی دلم سنگن
ای دنیا بی مه بی رنگن


اشک طوفان زا


شب کند آغاز گریه چشم خون والای من
می شود چون موج دریا اشک طوفان زای من
ای فلک بر چین کواکب راز خط کهکشان
تا سحر اختر فشاند نرگس مینای من
خنده ی شادی دلم بایم کسی هر گز ندید
خون دل بودم آهی جرعه ی زهرای من
همدمم غم مونسم غم صحبتم غم یار غم
رزق مرزوقم مگر کم بود در دنیای من
از بخار اشک سردم راه سینه بسته شد
آه سردم هم به سختی بگذرد ازنای من


چاره سازی بی نواشم پیش دشمن زرد روی
جوی خون را نم به رویم چشم خون والای من
لالا ا لال اآلاآ
سیر حسنی داشته ام با مصحف رخسار تو
حاصل عشقت بود دنیای من اقوای من
سخت شد پرواز کردن بعد از این دواف عشق
سوختم دار جفا چون شهپر اموای من
من دگر تنها شدم در خط سیر زندگی

باز رفت از دست من زهرای من زهرای من


نقش جمال 


همه جا نقش جمال تو اکه گولم خا
همه جا وهم و خیال تو اکه گولم خا
همه جا جاذبه عشق تو ا که می کشی
او که درتو گوشمت خا که بگه گولم خا
یه روزی توکنج اشک دخت عاشق تومدی
یه روزی تو عمق خشم مرد صادق تومدی
یه روزی هم توی معصومیت اشک یتیم


یه زمونی هم توی دعا رو قایق تومدی
همه جا تویی به بییچه ای که گولم نزدی
مشت تو پیش مه بازن هنو گوام نزدی
همه جا تویی به بییچه ای که گولم نزدی

مشت تو پیش مه بازن هنو گوام نزدی


احمد ثانی


علی ای احمد ثانی
به رجعت بالها وا کن
علی ای مرد دین باز آی
و فتح کل دنیا کن
تمنای وصال تو
همیشه بر زبان جاریست
بیا ای ذوالفقار حق
که خود تنها جهان داری
بیا ای ذوالفقار حق
که خود تنها جهان داری

امین حکمت احمد طلیعه دار علم جان
بیا ای زاده کعبه بیا ای حرمت ایمان
بیا ای آیه رحمت پیام عشق و وصل آور
دراین تاریکی تردید بیا آیین عزل آور
زجا برخیز ای سلطان که اختر خانه ویران شد
قمر در خانه خاموش است و جنگ دیو و انسان شد
زمین از کفر می سوزد سپهر از درد می بارد


بگو دست خداوندی ز رویت پرده بردارد

لا اله الا الله لا اله الا الله
علی ولی الله ............

سپاه آسمان برگیر سلاح عشق را بردار
براق خسته را زین کن
زجانها کینه را بردار
سپاه آسمان برگیر سلاح عشق را بردار
براق خسته را زین کن
زجانها کینه را بردار

علی بنگر شب ما را علی بنگر شب ما را
شب تاریک ویرانی
بیا خورشید عدل افروز بیا خورشید عدل افروز ما
ای جان نورانی


لا اله الا الله لا اله الا الله
علی ولی الله ............


1 2 >>